موسیقی درمانی
موسیقی درمانی

موسیقی درمانی

کاربرد موسیقی درمانی در کودکان استثنایی

موسیقی‌ درمانی رشته‌ای است که برای درمان و توانبخشی اختلالات جسمی و روانی گوناگون از موسیقی بهره می‌گیرد و موسیقی درمانگر ، متخصصی است که با تحصیلات دانشگاهی در این رشته و با استفاده از کاربرد موسیقی در درمان با توجه به وضعیت بیمار ، برنامه‌های مختلفی را طراحی می‌کند.

دید کلی

موسیقی‌ درمانی رشته‌ای علمی است که متخصصین آن سالها تحصیل می‌کنند و مدارج عالی و دانشگاهی دارند و شیوه‌ها و روشهای گوناگون درمانی را می‌آموزند و بکار می‌برند. در برخی از بیمارستان‌های کشورهای پیشرفته ، متخصصینی در زمینه موسیقی‌درمانی مشغول بکار هستند و با بیماران ارتباط برقرار می‌کنند.

هر چند این موارد تا حدودی اهمیت این رشته را روشن می‌سازد اما توانایی آن زمانی آشکار می‌شود که از نزدیک ببینیم چگونه یک نوجوان فلج مغزی که در کنترل حرکات خود مشکل دارد. در نخستین جلسه موسیقی‌درمانی با شنیدن موسیقی شروع به تکان‌دادن دست‌های خود می‌کند و از ذوق و شادمانی می‌خندد و در پی آن انگیزه و میل به تکرار بیشتر حرکات که هدف درمان   است، برانگیخته می‌شود.

در مواردی موسیقی تنها ابزار و وسیله ارتباط فعال کودک با محیط است، مثلا یک کودک مبتلا به اوتیسم تنها کانال ارتباط آرامش‌بخش او با محیط ، موسیقی است. او ساعت‌ها ضبط صوت را در آغوش می‌گیرد. و آهنگ‌های مورد علاقه خود را گوش می‌کند و بدین ترتیب پرخاشگری و هیجاناتش از بین رفته و با محیط اطراف خود مهربان می‌شود.

اثرات موسیقی‌درمانی

از برنامه‌های موسیقی‌درمانی برای سازگاری اجتماعی، ثبات عاطفی، کنترل شخصی، افزایش تمرکز، انگیزش، احساس ارزش شخصیتی، تقویت هماهنگی ماهیچه‌ها و تقویت مهارت‌های خودیاری استفاده می‌شود و تنظیم برنامه‌ها به گونه‌ای است که به تقویت رفتار مطلوب کودکان می‌انجامد. کودکان استثنایی برحسب نوع نقیصه حسی و حرکتی از فعالیت‌های متنوع موسیقی‌درمانی استفاده می‌کنند.

آوازخواندن، نواختن فردی و گروهی، شنیدن و انجام حرکات موزیکال، از جمله برنامه‌های جلسات موسیقی درمانی می‌باشد.

موسیقی ‌درمانی برای گروههای مختلف درمان‌جویان موثر شناخته شده است. تحقیقات انجام شده نشان داده است که موسیقی درمانگرها با سنین مختلف افراد ، از کودک تا سالخورده کار کرده و مراجعین آنها شامل افراد مختلف از جمله: افرادی با بیماری‌های روانی و اختلالات رفتاری ، معلولین جسمی و حرکتی ، نابینایان ، ناشنوایان ، افرادی با معلولیت‌های ذهنی و… می‌باشند.

 

تمایلات مهم برای گرایش به موسیقی

موسیقی‌درمانی بیش از هر تکنیک درمانی دیگر با زندگی روزمره آمیخته و با نیاز و احساس آنها عجین شده است. علت گرایش و علاقه مردم به موسیقی بخاطر طبیعت و فطرت آدمی است. در ساختمان عصبی انسان بطور فطری سه تمایل مهم برای گرایش به دنیای موزون اصوات و موسیقی وجود دارد:

  • شنیدن
  • خواندن
  • حرکت‌کردن

چرا آموزش موسيقي براي كودكان مهم است؟

– فعاليت مغز (قدرت تفكر را بالا مي برد).

– به تقويت حافظه كمك مي كند.

– باعث افزايش اعتماد به نفس مي شود.

– صبر و بردباري را آموزش مي دهد.

– از كودك فردي منظم تر مي سازد.

– تجسم سه بعدي (هوش فضايي) را گسترش مي دهد.

– باعث ايجاد تفكر خلاق (خلاقيت و نو آوري) مي شود.

– موسيقي تخيل، تفكر و حس كنجكاوي كودك را تقويت مي كند.

– موفقيت در جامعه

– افزايش هماهنگي

– آموزش موسيقي به توسعه زبان و استدلال (درك بهتر مفاهيم) كمك مي كند.

– تاثير موسيقي درماني در حذف رفتارهاي كليشه اي كودك

فضاي موسيقي درماني به دليل برخورداري از ماهيت خاص،فرصت هايي را براي كودك فراهم مي نمايد تا او ضمن انجام فعاليت هاي حسي ادراكي،حركتي و نيز پرداختن به علائق خاص خود ناگزير به اجتناب از رفتارهاي كليشه اي گردد.هر چه فعاليت هاي موسيقايي براي كودك پر جاذبه تر باشد و هيجان مثبت بيشتري را به كودك بدهداز ميزان رفتارهاي قالبي وي بيشتر كاسته خواهد شد.

  • موسيقي درماني در كاهش اختلالات حسي و ادراكي كودكان اتيستيك

اين كودكان بسته به نوع مشكلات لمسي كه دارند از تماس با برخي سازها اجتناب نمايند يا برخي را با شدت بنوازند.برخي سازها نيازمند استفاده از دستها يا انگشتان است وبرخي مانند سازهاي بادي نيازمند استفاده از لبها،دهان،آرواره هاو زبان است. كودكان با نواختن اين گونه سازها به درك آگاهانه اي از خود مي رسند ضمن آنكه اين فعاليت مي تواند موجب رشد گفتار در كودك شود. در مورد كودكاني كه رفتارها و فعاليت هاي كليشه اي دارند،درمان گر بايد دقت نمايد تا كودكان از تكنيك هاي موزيكال تكراري و يكنواخت استفاده نكنند.

لمس سازهاي مختلف،نواختن آنها،مقايسه اصوات و طنين آنها،گوش دادن به آنها و انجام حركتهاي موزون همراه آنها شرايطي را براي كودك  اتيستيك مبتلا به اختلال حسي فراهم مي كند تا درك آگاهانه از خود و محيط پيرامونش داشته باشد و با تلفيق دريافت هاي حسي گوناگون به پاسخ ها  و واكنش هاي حسي معتدل تري دست يابد.

موسیقی و مغز

آیا حس کردن موسیقی پدیده ای در حوزه فرهنگ است ، یا در حوزه زیست شناسی؟

در چند ساله اخیر پیشرفتهای ثبت فعالیتهای مغز، این فرضیه را مطرح نموده که درک موسیقی یک فرآیند بیولوژیک است. در چند دهه گذشته، اکثر مطالعات موسیقی شناسان  بر روی این مسئله تاکید داشته که حس موسیقی به فرهنگ منطقه بستگی دارد. این نظریه اخیرا با یافته های زیست شناسی توسط روان شناسان و متخصصین اعصاب به چالش کشیده شده. یافته های جدید نشان داده اند که حس موسیقی در شبکه های اختصاصی مغز صورت می گیرد و این شبکه ها در دریافت دیگر داده های حسی انسان نقشی اختصاصی ندارند. کشف این شبکه های اختصاصی برای موسیقی ، با بررسی افرادی صورت گرفته که در درک بعضی و یا تمام اجزا موسیقی ناتوان هستند. نمودهایی از این ناتوانیها عبارتند از:

کری نسبت به تون موسیقی Tone Deaf – اکثر ما با افرادی برخورد داشته ایم که به هنگام آواز خواندن به تنهایی، و یا همراه گروه، توانایی هماهنگی آوایی با موسیقی در حال اجرا را ندارند. این افراد در اجراهای گروهی به گونه بارزی خارج از نت آواز را اجرا می کنند که باعث آزرده گی کل جمع میشوند. ولی خود آنها این تفاوت را حس نمیکنند.

کری نسبت به ریتم  موسیقی Rhythm Deaf- این افراد به هیچوجه ریتم موسیقی را حس نمیکنند. به همین دلیل در رقصیدن بسیار ناتوانند چون نمیتوانند خود را با ریتم موسیقی هماهنگ کنند. یک از افرادی که دچار کری نسبت به ریتم موسیقی بود، انقلابی معروف «ارنستو چه گوارا» بود. در یک مهمانی، در حالیکه یک موسیقی تند برزیلی نواخته میشد او به سبک تانگو میرقصید که موسیقی آن به طور بارزی آرامتر از موسیقی تند برزیلی است.

کری کامل موسیقی (آموزیا)- این حالت بسیار شدید و نادر است. اولیور ساکس متخصص معروف اعصاب در کتاب « موزیکوفیلیا» ، بیماری را توصیف کرده که صدای موسیقی برایش هیچ تفاوتی با صدای شکسته شدن بشقاب و یا لیوان  نداشت.

دلیل این  ناتوانی چیست؟ منشاء ناتوانی در برقراری ارتباط با زیر و بم موسیقی ، مسلما نمی تواند یک مسئله فرهنگی باشد. دانشمندان ریشه های این ناتوانی را در مغز این افراد یافته اند. به صورتی که عدم توانایی در تشخیص تون موسیقی ، بیشتر به اختلالات نیمکره چپ ، و عدم توانایی تشخیص ریتم (ضرب موسیقی) به نیمکره راست مغز ارتباط دارد. علل ژنتیکی این ناتوانی مغزی مشخص نشده و دانشمندان هنوز در آغاز   بررسی  پیچیدگیهای چگونگی برقراری ارتباط با موسیقی،  در مغز هستند.

 

برگرفته از:

The Cognitive Neuroscience of Music by Isabelle Perez 2003.

تهیه و تنظیم:

دکترنادرعلیرضالو

دکتری تخصصی علوم شناختی

ارگوتراپیست(کادرمانگر) جسمی و ذهنی کودکان

نوروتراپیست، مدیر و موسس مرکز توانبخشی جسمی حرکتی نواندیشان آویژه تبریز

جهت تعیین وقت ارزیابی و دریافت نوبت با شماره های کلینیک آویژه تماس 04134485515حاصل فرمایید.